سيد علاء الدين محمد گلستانه

371

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

آخرت . پس چنين عبادتى را خداى تعالى ، باطل شمرد ، به سبب تكبّر يك ساعت . پس كيست كه بعد از آنچه با شيطان شد ، در درگاه الهى ، صاحب معصيتِ او باشد و سالم بماند ؟ ! و چنان نيست كه سالم بماند ؛ زيرا كه خداى تعالى ، داخل بهشت نمىكند انسانى را كه صاحب خصلتى باشد كه به سبب آن خصلتْ ، مَلَكى را از آن جا بيرون كرد . به درستى كه حكم الهى در باب اهل آسمان و زمين ، يكى است و خداى تعالى ، هيچ‌يك از خلق را رخصت نداده كه چيزى را « 1 » كه بر همهء عالميان قُرُق فرموده ، بر خود مباح سازد . پس حذر كنيد از دشمنىِ خداى تعالى ، كه شما را به درد خود گرفتار كند و به سوار و پيادهء خود ، شما را از جا بر آرَد ! بعد از آن فرمود كه : فرو نشانيد آتش‌هاى عصبيّت و كينه‌هاى جاهليت را كه در دل‌هاى شما پنهان است ؛ زيرا كه اين حمّيت در اهل اسلام ، از خيالاتى مىباشد كه شيطان ، در خاطر مىاندازد و از نخوت‌ها و فسادها و آنچه در آدمى مىدَمَد ، حاصل مىشود . و قصد آن كنيد كه خاكسارى را بر سرِ خود جاى دهيد و عزّت را پاىْمال سازيد و طوق تكبّر را از گردن خود برداريد و تواضع را سرحدّى قرار دهيد كه ميانهء شما و دشمن شما - كه عبارت از شيطان و لشكرهاى اوست - ، فاصِله باشد ؛ زيرا كه شيطان از هر طايفه ، لشكرها و مددكاران و سواران و پياده‌ها « 2 » دارد . و مثل آن كسى مباشيد كه با برادر خود كه از يك مادر بودند ( يعنى قابيل ) ، تكبّر ورزيد ، بىآن كه خداى تعالى ، او را زيادتى داده باشد . و تكبّرش سببى نداشت ، سواى بزرگىاى كه از جهت حسد ، عارض او شده بود و حميّت در دل او ، آتشِ غضب افروخته بود و شيطان در دماغ او ، رايحهء تكبّرى دميده بود كه عاقبتش پشيمانى بود و گناه جمعى را كه خون‌هاى ناحق تا روز قيامت مىكنند ، بر گردن او لازم گردانيد . بعد از آن فرمود كه : اگر خداى تعالى ، كسى را رخصت تكبّر مىداد ، هر آينه ، پيغمبران خاصّ خود را مرخّص مىساخت و چنين نكرد ؛ بلكه تكبّر را در نظر ايشان ، قبيح ساخت و تواضع و فروتنى را به ايشان پسنديد . پس ايشان ، خدّ خود ( يعنى طرفِ رو ) را به زمين گذاشتند و روهاى خود را بر خاك ماليدند و خَفض جناح و حُسن خُلق نسبت به مؤمنين به جاى « 3 » آوردند . و در نظرها ، جماعتى ضعيف مىنمودند و خداى تعالى ، ايشان را به گرسنگى آزمايش فرمود و به مشقّت ، مبتلا ساخت و به ترس‌ها امتحان نمود و به آزارها « 4 » ، ظاهر گردانيد . پس رضا و غضب الهى

--> ( 1 ) . ب : - « را » . ( 2 ) . ب : « پيادگان » . ( 3 ) . ج : « جا » . ( 4 ) . الف : « آزار » .